انجام پایان نامه

انجام پایان نامه حسابداری/ پایان نامه حسابداری

نقش اصلي گزارشگري مالي ، انتقال اثربخش اطلاعات به افراد برون سازماني به روشي معتبر و به موقع است . مديران مي توانند از آگاهي خود درباره فعاليت هاي تجاري شركت براي بهبود اثربخشي صورت هاي مالي ، به عنوان ابرازي براي انتقال اطلاعات به سرمايه گذاران و اعتبار دهندگان بالقوه ، استفاده نمايند . با اين حال ، چنانچه مديران براي گمراه كردن استفاده كنندگان صورت هاي مالي از طريق اعمال اختيارات خود در زمينه گزينش هاي حسابداري در گزارشگري مالي ، انگيزه هايي داشته باشند ، احتمال مي رود مديريت سود رخ دهد. (نوروش ،1388)در ادبيات موجود ، فرضيه ها و نظريه هاي متفاوتي براي توضيح مديريت سود توسط مديران و پيامدهاي آن مورد استفاده قرار گرفته كه عبارتند از : فرضيه مكانيكي ، فرضيه بازار كارا ، تئوري اثباتي و نظريه رفتار فرصت طلبانه مديران ، فرضيه مكانيكي كه در دهه 1960 مطرح گرديد ، بيانگر آن بود كه استفاده كنندگان صورت هاي مالي ، منابع اطلاعاتي به غير از گزارش هاي مالي شركت ها را مورد استفاده قرار نمي دهند و سرمايه گذاران صرفاً براساس ارزش هاي ظاهري منعكس در اطلاعات مالي شركت ها تصميم گيري مي كنند . طبق اين فرضيه ، سرمايه گذاران ممكن است به طور سيستماتيك به وسيله گزينه ها و روش هاي حسابداري گمراه شوند . رقيب فرضيه مكانيكي ، فرضيه بازار كارا ناميده مي شود . فرضيه بازار كارا ، پارادايم حاكم بر تحقيقات حسابداري مالي در دهه 1970 ، بيانگر آن است كه قيمت هاي بازار تمام اطلاعات در دسترس را به طور كامل منعكس مي نمايند . در شكل نيمه قوي فرضيه بازار كارا كه پذيرفته ترين سطح آن است گفته مي شود كه بازار مي تواند اثر تغييرات حسابداري مصنوعي را تشخيص دهد ، لذا مديريت نمي تواند با اين نوع تغييرات به طور سيستماتيك بازار را گمراه نمايد . (دستگیر ،1386)مطالعات زيادي وجود دارد كه در آنها از فرضيه هاي مكانيكي و بازار كارا استفاده شده ، ليكن محققين در تائيد پيش بيني هاي هريك با شكست مواجه شده اند . علاوه بر اين ، هم فرضيه مكانيكي و هم فرضيه بازار كارا به دليل ساده بودن مباني كه برآنها استوار هستند ، مورد انتقاد قرار گرفته اند . براي مثال يكي از انتقادات اين است كه برخلاف مباني ، سرمايه گذاران از نظر توانايي كسب اطلاعات حسابداري و تجزيه و تحليل آنها ، هم سطح و متجانس نيستند . به دليل فقدان شواهد پشتيباني كننده براي هر يك از اين فرضيه ها ، مشخص نيست كه چرا شركت ها به تغييرات حسابداري مصنوعي يا به عبارتي مديريت سود مبادرت مي ورزند . در پاسخ به اين سؤال ، واتز و زيمرمن تئوري اثباتي خود را به عنوان جايگزيني براي توضيح تغييرات حسابداري مصنوعي مطرح نمودند . تئوري اثباتي انگيزه هايي به غير از انگيزه هاي مرتبط با بازار سرمايه را براي توضيح مديريت سود توسط مديران مطرح مي نمايد . براي اين كار ، تئوري اثباتي فرضيه هاي قبلي را نقض نمي كنند ، بلكه به جاي آن ، براي بكارگيري گزينه هاي متفاوت حسابداري ، بر انگيزه هاي قراردادي داخلي شركت تأكيد مي كند . مطابق تئوري اثباتي حسابداري ، از آنجائيكه متغيرهاي حسابداري مبنايي را براي تصميم گيري مربوط به تخصيص منابع ، جبران خدمات مديريت و اجتناب از نقض قراردادهاي بدهي فراهم مي كنند ، مديريت مي تواند از طريق برآوردها و گزينش رويه هاي حسابداري سود را مديريت نموده و بر نتايج و پيامدهاي اين تصميم ها تأثير گذارد . بنابراين ، تئوري اثباتي سمت و سوي تحقيقات مديريت سود را از آزمون انگيزه هاي مبتني بر بازار سرمايه به طرف دلائل قراردادي داخلي شركت براي تغييرات حسابداري مصنوعي سوق داد . (فخاری ،1388)اما مطالعات اخير درباره مديريت سود مجدداً تاكيد خود را از تئوري اثباتي به سمت انگيزه هاي بازار سرمايه اي نظير رفتار فرصت طلبانه مديران تغيير داده اند . از جمله مي توان به مطالعه درباره كوشش هاي مديران براي تحت تأثير قراردادن  عرضه هاي سهام از طريق بيش از واقع نشان دادن سود و يا تحت تأثير قراردادن عملكرد كوتاه مدت سهام از طريق مديريت سود و با هدف تحقق بخشيدن به انتظارات تحليل گران مالي اشاره كرد . تعريف مديريت سود ارائه شده توسط هيلي و واهلن مطابق با اين تغيير جهت است . طبق اين تعريف ، مديران به صورت عمدي براي ايجاد ابهام در ارزش ذاتي شركت يا تأثيرگذاري بر تخصيص منابع ، در گزارشگري مالي از قضاوت استفاده مي كنند . در مجموع ، شواهد اخير نشان مي دهد كه مديريت سود به يك رويه عمومي در بين شركت ها تبديل شده و چاره جويي براي محدود كردن آن به يكي از اولويت هاي مقام هاي ناظر بازار هاي سرمايه بدل گرديده است .(مشایخی ،1385) هدف اصلی این تحقیق بررسی عوامل موثر برمدیریت سود در بانکهای ایران می باشد.